الفيض الكاشاني
507
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
حول و قوّه را در نفوس آنها سودمند قرار داده و اگر فعل او نبود سودى در آنها وجود نداشت . از اين رو اين معنا تنها در بارهء وكيل مطلق كه حقّ تعالى است صادق مىباشد ، زيرا او آفرينندهء حول و قوّه است چنان كه در بخش توحيد شرح داده شد ، و اوست كه آنها را مفيد و سودبخش گردانيده و شرط فوايد و مقاصدى قرار داده كه پس از آنها مىآفريند . لذا لا حول و لا قوّة إلّا باللّه حقّ و صدق است . هر كس آن را به همين گونه تلقّى كند پاداش بزرگى كه براى گويندهء آن در اخبار وارد شده است نصيب او خواهد شد . ممكن است بعضى آن را بعيد بشمارند و بگويند : چگونه ممكن است در برابر اين كلمه كه گفتن آن بر زبان و اعتقاد به مفهوم الفاظ آن براى دل آسان است اين همه ثوابهاى بزرگ داده شود . امّا چه دور است اين سخن ، زيرا اين ثوابها پاداش توجّه و مشاهدهاى است كه ما آن را در بخش توحيد ذكر كرديم . نسبت اين كلمه و ثواب آن در مقايسه با كلمهء لا إله إلّا اللّه و ثواب آن مانند نسبت معناى يكى از اين دو به ديگرى است ، زيرا در اين كلمه تنها دو چيز به خداوند نسبت داده شده كه آنها حول ( قدرت ) و قوّه است ليكن در كلمهء لا إله الّا اللّه همهء ممكنات به او منسوب شده است . پس به تفاوت ميان همه چيز و دو چيز بنگر تا ثواب گفتن لا إله الّا اللّه را در مقايسهء با اين كلمه بدانى . چنان كه پيش از اين گفتهايم توحيد داراى دو پوست و دو مغز است ، اين كلمه و كلمات ديگر نيز به همين گونهاند و بيشتر مردم به پوستها پايبند شدهاند و به مغزها دست نيافتهاند . گفتار پيامبر خدا ( ص ) كه فرموده است : « هر كس لا إله الّا اللّه را از دل با صدق و اخلاص بگويد بهشت بر او واجب مىشود » ، « 3 » اشاره به دو مغز است ، و هر جا بدون ذكر صدق و اخلاص اطلاق شده مطلق مقيّد را اراده كرده است ؛ چنان كه در برخى جاها آمرزش را به ايمان و عمل صالح مقيّد كرده و در جاهاى ديگر به مطلق ايمان نسبت داده و مراد از آن ايمانى است كه با عمل صالح همراه باشد . لذا پادشاهى را نمىتوان با گفتار به دست آورد و حركت زبان گفتار است ، همچنان كه عقيدهء قلبى نيز گفتار است ليكن آن گفتار نفس است ، و صدق و اخلاص وراى آنهاست ، و سرير پادشاهى را جز براى مقرّبان و مخلصان نصب نمىكنند .
--> ( 3 ) طبرانى از حديث زيد بن ارقم ، ( المغنى ) .